محمود نجم آبادى

373

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

در اقتباس علوم از كشورها و ملل و اقوام مجاور هيچ‌گونه كوتاهى روا نداشتند . مؤسس سلسله ساسانيان اردشير بابكان و شاپور اول و دوم و انوشيروان بيش از ساير پادشاهان ساسانى دراين‌باره كمر همت بستند . چنين معروف است كه اردشير پادشاه ساسانى جهت جمع‌آورى كتب علوم مختلفه عده‌اى را به بلاد روم و هند فرستاد ، تا آن كتب را جمع‌آورى كنند . پسرش شاپور اول نيز كار پدر را دنبال كرد و جميع آن كتب را از يونانى به پهلوى برگرداند . اين پادشاه عده‌اى از پزشكان يونانى را براى تدريس طب به ايران خواند . توضيح آنكه پس از جنگ بين ايران و روم چنان كه گذشت ، و غلبه شاپور اول بر والرين امپراطور روم و فتح انطاكيه ، عده‌اى از اسيران رومى را بر آن داشت كه شهرى در محل گنديشاپور ( در خوزستان ) بسازند . اسم اين شهر گندشاه پوهر كه صحيح آن " واندوشاپوهر " يعنى " شاپور به از انطاكيه " است كه مركز علمى آن دوران قرار گرفت و به امر شاپور اول كتب طبى از غير يونانى به پهلوى برگردانده شد كه عده‌اى از اطباء يونانى به تدريس در اين مركز علمى مشغول شدند . در دوران شاپور دوم ( - شاپور ذو الاكتاف ) طبيب عيسوى موسوم به تيادورس Theodurus ) يا THeodosius از روم به جنديشاپور براى درمان شاه خوانده شد ، وى شاه را درمان كرد و شهرت فوق‌العاده يافت . كناشى به نام وى است كه به " كناش تيادوروس " معروف مىباشد . اين طبيب بسيار مورد احترام شاپور دوم بود و از جمله اطباء خارجى است كه در دربار پادشاه ساسانى بسيار محتشم مىزيسته ( شرح مفصل جنديشاپور و اين طبيب بعدا خواهد آمد ) . بدين شكل علوم دانشمندان اسكندريه ( اسكندرانى ) و يونانى در قلمرو ايران راه يافت و اين امر در دوران سلطنت ساسانيان صورت تحقق به خود گرفت كه سهم بزرگى